تبلیغات
***جدایی را نمی خواستم خدا کرد، نمی دانم کدام ناکس دعا کرد***

تا انتهای حضور ............

 

نویسنده:yashar azary

تا انتهای حضور

 

امشب

در یك خواب عجیب

رو به سمت كلمات

باز خواهد شد.

باد چیزی خواهد گفت.

سیب خواهد افتاد،

روی او صاف زمین خواهد غلتید،

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت.

سقف یك وهم فرو خواهد ریخت.

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید.

پیچكی دور تماشای خدا خواهد پیچید.

راز، سر خواهد رفت.

ریشه زهد زمان خواهد پوسید.

سر راه ظلمات

لبه صحبت آب

برق خواهد زد،

باطن آینه خواهد فهمید.

***

امشب

ساقه معنی را

وزش دوست تكان خواهد داد،

بهت پرپر خواهد شد.

***

ته شب، یك حشره

قسمت خرم تنهایی را

تجربه خواهد كرد.

***

داخل واژه صبح

صبح خواهد شد.

*****